۶ ماه مانده به انتخابات شورا، نطق های آتشین شما به نام مردم است، به کام خودتان/ آیا دسترسی به اسناد مالی آن هم به شیوهای غیراخلاقی الگویی مناسب برای نظارت است؟/ اگر ظرف حداکثر یک هفته پاسخ قانع کنندهای ندارید رسماً استعفا دهید

رشت گیلان- جمعی از شهروندان رشت در نامه ای سرگشاده به اعضای شورای شهر، به روند عملکرد آن ها انتقاد کردند. متن این نامه که نسخه ای از آن به تحریریه رشت-گیلان رسیده است به این شرح است: به نام خدا شانیت، قداست، نظارت، کدامیک؟ شاید بارها شنیده باشیم که رابطه بین شوراهای شهر
رشت گیلان- جمعی از شهروندان رشت در نامه ای سرگشاده به اعضای شورای شهر، به روند عملکرد آن ها انتقاد کردند. متن این نامه که نسخه ای از آن به تحریریه رشت-گیلان رسیده است به این شرح است:
به نام خدا
شانیت، قداست، نظارت، کدامیک؟
شاید بارها شنیده باشیم که رابطه بین شوراهای شهر و شهرداریها یک رابطه نظارتی وسیاستگذاری و تصمیمسازی است که بر حوزه نظارتی یعنی شهرداری صورت میپذیرد. در این راستا یک سری واژگانی هستند که خارج کردن آنها از مفاهیم انتزاعی یک اصل مهم است. وقتی از عقلانیت در توسعه یاد میکنیم، باید بدانیم مبانی این عقلانیت چیست؟ و مصادیق این مبانی چگونه میخواهد اجرایی شود، پس بهتر است چند سوال را که به صورت واژگانی عام و کلی و غیر ملموس مطرح میشوند را درست ارزیابی کنیم:
۱- شأنیت شواری شهر: این شأنیت مصداق عینی دارد یا مصداق ذهنی؟ اگر مصداق عینی وجود دارد چه معیارهایی وجود دارد. مثلاً عضو شورای شهر بگوید من بزرگم و مدیر شهرداری کوچک است؟ یا صحن شورای شهر را محلی برای دادگاهی شهردار بگذاریم و بعد بگوییم او احضار شود! گفتمان داریم انجام میدهیم! یا شهردار روان شناسی شود و یا فرق بین کارگران شهرداری بعد از سی،چهل سال را نادیده گرفته و آن را به کار تبلیغاتی تعبیر کنیم و یا اینکه از چند چاله که بسیاری از آنها متعلق به ادارات دیگر هستند عکس بگیریم و در شورا پخش کنیم و به شعور همان مردم اقلیتی که به ما رای دادند توهین کنیم که مثلا ما ناظرین و دیده بانان خوبی هستیم؟
خیلی دغدغه شما را داریم، دلسوز هستیم، ما که بودنش را در پایان شهریور تصویب کردهایم چرا شهر را با نظارتی که انجام میدهیم، شهرداری آسفالت نمیکند آن هم با کیفیت؟! به نظر میرسد یکبار هم که شده از وجدان خودمان سوال کنیم آیا ما همیشه به یاد مردم بودهایم یا مثلا ۶ ماه مانده به انتخابات شورای شهر نطق های آتشین میکنیم، آنهم از جنس رأی! بعد به نام مردم تمام میکنیم، به کام خودمان! آیا بودن در قدرت که شما البته شیفتگان خدمت هستید اینقدر ارزش دارد.
حال اگر شأنیت مصداق ذهنی دارد که واحسرتا!اینجا البته مدرسه و دانشگاه نیست، جامعه هم مسئول ارتقا ذهنی شما نیست؛ مثلا شما نمایندگان اصلح مردم بودید پس قبلا ذهنیت ارتقا یافتهای داشتید که مردم به شما اعتماد کردند و هم اعتقاد پیدا کردند و قطعا شما نمیخواهید واژه شأنیت را به معنای به معنای مکان نشستن در جلسات یا جلوتر از دیگران راه رفتن و یا رئیس شورا شدن که به نوعی حداکثر ظرفیت انتخاب را نمودهاید (چهار سال،چهار رئیس شورا، یکی از یکی دیگر…) که در این مورد آخر چون واقعا علاقه به خدمت داشتهاید هم دوستان و نفرات خود را به یکدیگر در سال آخر میفروشید و هم کار مردم را یک چند ماهی عقب میاندازیم چون شأن ذهنی شما مهمتر از شأن مردمی است که به شما رای دادند و منتظر اقدامات مثبت تصمیمگیری شما هستند؟ در این حال شهرداری اگر مثل بعضی امورات زودتر اقدام کند که بعد شما تعبیر به انحراف میکنید به مجوز نداشتن متهم میشوند؟
۲- قداست شواری شهر: اگر مفهوم قدسی بودن برای خود قائل هستید بفرمایید مصادیق آن چیست؟ معیار در شاخههای این قداست کدام است؟ آیا این قداست مرتبه ای روحانی و فرانسانی دارد؟ یا مرتبه ای انسانی و قابل سنجش، تامل درک و ملموس؟ اگر مرتبهای روحانی دارد که مردم خوشحال میشوند(در صورت تمایل اگر ریا نمیدانید) بدانند سرمنشا این مقام متعالی از برکات چه نیرویی است که به شما رسیده است؟ و اگر متعالی ملموس است این چه قدسی بودن برای جایگاهی حقوقی یا حقیقی است؟ در این صورت بحث هاله نور قابل بررسی است که ظاهراً در کشور و بویژه شهر رشت و آنهم در شورای شهر مصادیق عینی پیدا کرده است!
۳- نظارت: نظارت در قانون پیش بینی شده یا استصوابی است یا مبتنی بر مدارک و مستندات و با حرکت در معیارهای قانونی؟
اینکه مثلا فلان فاکتور را با توجه به اینکه دسترسی داریم و یا سالها در شهرداری مسئولیتی نظارتی داشته ایم و میتوانیم به اسناد مالی آنهم به شیوهای غیراخلاقی دسترسی پیدا کنیم الگویی مناسب برای نظارت است؟ اینکه آدمها را به فروختن یکدیگر عادت غلط دهیم و همه آنها را جزو افتخارات نظارتی خود بدانیم صحیح است؟
حال معلوم میشود که چرا برخی از شما شوراییان از تغییرات نیروی انسانی در شهرداری ناراحتید، زیرا که افرادی که بدانها دسترسی داشتند و مستندات کاری را به عنوان اولین اصل سازمانی یعنی حفظ امانت و جلوگیری از خیانت به مدارک میبایست رعایت نمایند را با نظارت غلط خودمان مجبور به فروش غیراخلاقی اطلاعات کردهایم، این یعنی استفاده ابزاری از هر نفر که این امر. در شورا باب است استفاده ابزاری عضو شورا از عضوی دیگر برای رای، پست و… و اشاعه این فرهنگ متعالی! به سایر فضاهای کاری!!
حال سوال بزرگ این است:- مدعیان دارا بودن شأنیت شورا؛ شأنیت یعنی چه؟
لطفا؛
۱- به صورت ملموس و از طریق رسانه مصادیق عینی آن را قید نمایید.
۲- به صورت مشخص فرق بین صحن شورا را با رینگ بوکس، مطب روان پزشکی و اتاقهای یک دادگاه بفرمایید تا شهروندان فهیم کاملا آگاه شوند که نقش عضو شورای شهر چیست تا شأن آن را رعایت کنند و البته اگر ظرف حداکثر یک هفته پاسخ مستدل و البته قانع کنندهای ندارید رسماً استعفا دهید چون مشخص است فرق بین حرف زدن آن هم از جنس بیمصرف و مغرضانه و عمل و کار چیست که این امر مشمول تعدادی از اعضای مسئول در شوراست که لازم است با پاسخ مناسب،عقل و علم و تجربه از نادانی و خامی و صحبتهای بیخودی و خامی مجزا شود.
جمعی از مردم دلسوز رشت
برچسب ها :رشت ، شوراى اسلامى كلانشهر رشت ، مردم رشت
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0